تبليغاتX
عصر بی گناهی - زنان و محیط کار:همکاران محترم یا طعمه های آسان؟
امنیت حق طبیعی هر فرد است
زمانی در شرکتی خصوصی کار میکردم با حدود ۲۵ نفر پرسنل.در کل مجموعه شرکت حدودن ۶ نفر خانم مشغول به کار بودند و همه چیز در امن و امان سپری میشد تا اینکه خانم شین به شرکت ما آمد.شین فوق لیسانس اقتصاد داشت اگر اشتباه نکنم و به زبان انگلیسی مسلط بود و تا حدی زیبا.

بخش کاری من به طور مستقیم با خانم شین مرتبط نبود و فقط بعضی وقتها به ملاحظه کاری هم را میدیدیم.به نظرم همکار قابل و محترمی می آمد تا اینکه از زمین و آسمان زمزمه علیه اش شروع شد.من نمیدانم ناگهان چرا انگار افسار فانتزی های جنسی بخش عمده ای از پرسنل مذکر شرکت  داده شد دست این خانم یعنی تا ۳ نفر از همکاران مذکر دور هم جمع میشدند ذکر خیر این خانم به رکیک ترین وجهی جاری و ساری بود.از مدیریت محترم که به هر بهانه ای ایشان را احضار میکرد توی اتاقش و یک ساعت معطلش میکرد تا ابدارچی فرتوت ما که تا گوش مفت پیدا میکرد در وصف دخترک بدبخت ایکس شعر تلاوت مینمود...خلاصه ایشان به طرفة العینی شدند بت عیار شرکت ما.این زمزمه ها چنان بالا گرفت و جو آنقدر سنگین شد که خانم شین مجبور شد تقریبن وسط ماه کارش را رها کند و برود جایی دیگر...جالب برایم اما واکنش بقیه زنان شرکت بود.به طرزی باور نکردنی یک کلنی متحد علیه این دختر شکل گرفت که تقریبن به طور کامل او را از جمع خودشان طرد کرد.جالب بود برایم که بعضی وقتها این زنان که میتوانستند جای مادر او باشند در هرزه گویی دست بقیه را از پشت میبستند.

بارها از این همکاران پرسیدم شما رفتار زننده ای از این خانم دیدید یا حرفی میزد که شما به این فکر افتادید که...؟تقریبن حتی یکنفر هم چنین حرفی نزد و این مساله را تایید نکرد.حرفها همه در حد خیلی خوشگله،میبینمش یه جوری میشم و...اینها بود.خانم شین مجبور شد پیه بیکاری را به تنش بمالد و برود:به همین سادگی!

نمیتوانم درک کنم چرا بعضی از حضرات مذکر،همکاران خانم را در محیط کار به شکل لقمه های چرب و نرمی میبینند که هضمشان ساده است و بنا به وضع و ساختار شرکت انواع مزاحمتها را برایشان فراهم میکنند:از شوخی های رکیک کلامی تا...!ممکن است در هر مجموعه کاری،زنی باشد که از این شکل روابط بدش نیاید ولی میشود این مساله را به همه بسط داد؟آیا ما حق داریم آرامش کسی را که درگیر تمام مشکلات کاریست با چنین جوی بیش از پیش سلب کنیم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 14:25  توسط امیر  |