تبليغاتX
عصر بی گناهی - این زن حرف نمی‌زند
امنیت حق طبیعی هر فرد است

 

 

چرا وقتی کسی برایمان مزاحمت ایجاد می کند حرفی نمی‌زنیم؟

1-     چون نباید حرف بزنیم به خصوص با مردهای خانواده، و بیشتر از همه با پدرمان. درنهایت می‌شود قضیه را تعریف کنیم برای مادرمان که او بگوید به پدرمان. ولی ما نباید حرف بزنیم. در بعضی خانواده های ایرانی طوری با دخترها برخورد می‌شود انگار نیستند. حضور ندارند. از خودشان نامی ندارند. منزلند. بااینکه همیشه اوضاع  انقدر وخیم نیست اما متاسفانه اعضای خانواده ، به خصوص رابطه دختر و پدر آن قدر صمیمانه و نزدیک نیست که گفتن خیلی چیزها را راحت کند.

2-     وقتی از اتفاقی که برایمان افتاده حرف می زنیم با ما غلط و عصبی برخورد می شود. "حتما یه کاری کردی که دنبالت ره افتاد دیگه" مجبورمان می‌کنند زندگی اجتماعی‌مان را محدود کنیم. و همیشه خودمان را مقصر بدانیم. به جای حل مساله صورت مساله را پاک می کنند، ما را.

3-     حرف زدن از موضوع مساوی‌ست با برخوردهای غلط و عصبی با مزاحم. " می کشیمش." وقتی از موضوع حرف می‌زنیم رگ گردنشان قلنبه می شود و صدایشان می‌رود بالا. و این یعنی نگرانی مضاعف برای ما. اگر واقعا باهم درگیر شوند چه می شود؟ اگر خدای ناکرده اتفاق بدی بیافتد. آن وقت است که آرزو می کنید لال به دنیا می‌آمدید. به خصوص که انگشت اتهام جامعه همیشه به سمت ما دراز است "باز یک زن فتنه به پا کرد."

4-     وقتی از موضوع حرف می‌زنیم از نگرانی هایمان با ما طوری برخورد می‌شود که انگار ناتوانیم و عرضه حل مشکلاتمان رانداریم، یا این مزاحمتها عادی‌ترین اتفاقی است که در یک روز می‌افتد و حتا نباید ناراحت و عصبی شویم باید خیلی راحت از کنار موضوع بگذریم. و اگر ناراحت می‌شویم به خاطر این است که خیلی حساس و نازک‌نارنجی هستیم. این موضوع وقتی درد دارد که این خود ما زنها هستیم که به هم این طور می گوییم.

شما هم اگر دلایل دیگری به ذهنتان می رسد بگویید.

 

پی‌نوشت: من خودم هم  از آنهایی هستم که همیشه به هم‌جنسانم پیشنهاد می کنم:"ول کنید، به روی خودتون نیارید. اگر بخواهیم توجه کنیم که دیوانه می‌شویم." حالا مثلا اتفاقی که افتاده این است، فقط فکرش را بکنید که سی سالتان است، خانم دکترید، یک بچه دارید و وقتی دارید از کنار یک پسر بچه 13-14 ساله حتا کوچکتر رد می‌شوید  دستش را می‌زند به پشت شما. شما بی توجه رد می‌شوید اما نمی‌توانید صدای زنی که تا مدتها بعد از آن جیغ می کشد در وجودتان را نشنیده بگیرید، می توانید؟! گاهی فکر می‌کنم این خانه از پای‌بست ویرانتر از این حرفهاست که بشود تعمیرش کرد. فکر می کنم اگر قرار است درست بشود درست کردنش فقط از ما زنها بر‌می‌آید . شاید باید به جای اینکه به دخترهایمان غیب شدن یاد بدهیم به پسرهایمان مرد بودن بیاموزیم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:10  توسط آزاده  |