تبليغاتX
عصر بی گناهی
امنیت حق طبیعی هر فرد است

 

 

 

 اهانت جنسی شاید بیشترین نوع خشونت است که اکثر زنان تجربه می‌کنند و می‌تواند تاثیرات آنی، کوتاه و بلند مدتی بر سلامت جسم و روح داشته باشد.

آنچه در ذیل می‌اید تجربیات و احساسات زنانی است که مورداین نوع اهانت قرار گرفته‌اند:

 

شوک و انکار

"آیا این اتفاق واقعا برای من افتاده است؟" "چرا من؟" ناتوانی در پذیرش آنچه رخ داده است.

 

ترس

ترس از کسی که مرتکب این کار می‌شود، ترس از مردان به طور کلی، ترس از تنهایی، ترس از مواجهه با اثرات پزشکی، برخوردهای قانونی و اجتماعی با موضوع

 

سکوت

ناتوانی در صحبت کردن درباره موضوع،  درباره احساسشان، ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن

 

نگرانی

عدم احساس آرامش و ایمنی، عدم اطمینان به خود

 

افسردگی

بدخلقی، بی‌انگیزگی، درد و اندوه درونی

 

احساس گناه

این حس که "چرا به آنجا رفتم؟ چرا گذاشتم که...، چرا باهاش نجنگیدم؟"

 

از بین رفتن عزت نفس

احساس بی‌ارزشی کردن، عدم اعتماد به نفس، احساس بی‌لیاقتی

 

انزوا

دلشان می‌خواهد تنها باشند، از دوستان و خانواده دوری می‌کنند، احساس نیاز می‌کنند که با خودشان تنها باشند

 

کابوس و یادآوری دائم آنچه رخ داده

تصاویر آنچه اتفاق افتاده در خواب و بیداری به ذهنشان می آید

 

نوسانات حسی

از خشم و عصبانیت به اشک و نا‌امیدی رفتن و برگشتن

 

عدم اعتماد به نفس

از دست رفتن حس اعتماد به نفس در محیط کار، مدرسه، و در روابط خودمانی یا اجتماعی

 

پی نوشت1: این مطالب یکی از صفحات وب‌پیچ "کاسا هاوس" (CASA House)  است.

کاسا مخفف center against sexual assault  یعنی مرکز مبارزه با اهانت جنسی است.

 پی‌نوشت2: باز هم می‌گویم برای من جالب اینجاست این مشکل مشکلی جهانی است، درد مشترک فریاد کن مرا، و احساسات بعد از آن در همه کم و بیش یکسان است. یادم نمی‌رود اولین بار که یک‌طورهایی مورد چنین اهانت جنسی قرار گرفتم آمدم خانه و یک‌ساعت گریه کردم ، فکر می‌کردم چه گناهی مرتکب شدم و دائم از خودم می‌پرسیدم یعنی تقصیر من بود؟  اتفاقی که اون روز برام افتاد در مقایسه با آنچه بعدها تجربه کردم حالاخیلی ساده و پیش‌پا ‌افتاده و خنده دار حتا، به نظر می‌رسد اما باز هم، هنوز هم دوست ندارم درباره‌اش حرف بزنم، به من دقیقا حس بی‌ارزشی می‌دهد.

خیلی خوب است بدانی کسی دیگری هم هست در گوشه‌ای از دنیا که مثل تو احساس می‌کند. و اصلا فلسفه وجودی این وبلاگ همین است: من تو را می‌فهمم، و تو تنها نیستی.

 

راستی دانشنامه زنان هم به روز است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 17:39  توسط آزاده  |