خشونت جنسی یعنی:
v هر گونه توهین، اهانت فیزیکی و جنسی
v متلک
v بد نشستن در تاکسی و ایجاد مزاحمت جنسی
v مورد سوء استفاده قرار گرفتن در محل کار
v داشتن رابطه جنسی بدون میل حتا با همسر
v تجاوز به عنف
v کتک خوردن از مردان
v و ...
به خاطر داشته باشید:
همه انواع خشونت علیه زنان کبودی بارز ندارد اما یک چیز در همه آنها مشترک است : ترس
احساس عدم امنیت حتا در خانه و افزایش حس ناامنی با تاریک شدن هوا، از تظاهرات این ترس است.
برخلاف این باور کاذب که میگوید بیشترین خشونت علیه زنان را غریبهها مرتکب میشوند، در واقعیت زنان بیشتر مورد خشونت مردان آشنا قرار میگیرند کسانی مثل پدران، شوهران، اقوام، دوستپسرها، مدیران و همکاران و...
ما زنها میخواهیم شما مردها در مقابل خشونت علیه زنان موضع بگرید و همراهیمان کنید. شاید شما هرگز مرتکب خشونت علیه زنان نشده باشید اما آیا ناظر خاموش این خشونتها نبودهاید؟
اینها و مطالب که بعد ازاین برایتان مینویسم خلاصهای است از مطالبی که از سایتهای زنان برداشتهام و ترجمه میکنم. مطالبی که اینجا میگذارم خلاصه شده و من سعی کردهآم آنرا با فرهنگ خودمان مطابقت بدهم. یعنی مثلا در این مقالات نوشته شده در کشور کانادا خشونت جنسی از هر نوع که باشد و هر کسی که مرتکب آن شده باشد جرم محسوب میشود و پلیس با آن برخورد می کند بی آنکه نیاز به وجود چهار شاهد عادل و مرد باشد. یعنی حتا اگر کسی به شما متلک بگوید میتوانید بروید از او شکایت کنید. حتا در انتهای سایت یک شماره تلفن داده که میتوانید زنگ بزنید و مزاحمتها را گزارش کنید و این تلفن مجانی است. شکایت دارد چرا تنها 6 درصد مزاحمتها گزارش داده میشود و چرا زنها به خودشان بیتوجه هستند و از خودشان دفاع نمیکنند. به برنامهای اشاره می کند که تشریف میبرید اداره پلیس ومیگویید فلان آقا مزاحم من است و فرمی را پر میکنید بعد از آن اگر آقا به هر شکل مزاحم شما شود یا حتا از جلوی خانهتان رد شود پلیس دستگیرش میکند. اینها و مواردی مثل این انقدر برای من دور و حتا خندهدار بود که ترجیح دادم اصلا بیخیالش شوم و دل شما را آب نکنم. امامنکات جالبش و مشترک بین فرهنگها هم بینهایت بود حالا کم کم برایتان ترجمه می کنم و میگذارم اینجا که با هم بخوانیم.
آنچه در تمام این مطالب مشتر ک است : از مردها خواسته شده در مقابل خشونتهای جنسی علیه زنان ساکت نمانند اما به نظر شما اگر در کشور ما مردی جلوی مردهای خشن دیگر دربیاید چه اتفاقی میافتد؟ آیا پذیرفته میشود؟ مثلا اگر امیر در مورد خانم شین از همکارانش میخواست دست از ژاژگویی جنسی بردارند چه اتفاقی میافتاد؟
بخش کاری من به طور مستقیم با خانم شین مرتبط نبود و فقط بعضی وقتها به ملاحظه کاری هم را میدیدیم.به نظرم همکار قابل و محترمی می آمد تا اینکه از زمین و آسمان زمزمه علیه اش شروع شد.من نمیدانم ناگهان چرا انگار افسار فانتزی های جنسی بخش عمده ای از پرسنل مذکر شرکت داده شد دست این خانم یعنی تا ۳ نفر از همکاران مذکر دور هم جمع میشدند ذکر خیر این خانم به رکیک ترین وجهی جاری و ساری بود.از مدیریت محترم که به هر بهانه ای ایشان را احضار میکرد توی اتاقش و یک ساعت معطلش میکرد تا ابدارچی فرتوت ما که تا گوش مفت پیدا میکرد در وصف دخترک بدبخت ایکس شعر تلاوت مینمود...خلاصه ایشان به طرفة العینی شدند بت عیار شرکت ما.این زمزمه ها چنان بالا گرفت و جو آنقدر سنگین شد که خانم شین مجبور شد تقریبن وسط ماه کارش را رها کند و برود جایی دیگر...جالب برایم اما واکنش بقیه زنان شرکت بود.به طرزی باور نکردنی یک کلنی متحد علیه این دختر شکل گرفت که تقریبن به طور کامل او را از جمع خودشان طرد کرد.جالب بود برایم که بعضی وقتها این زنان که میتوانستند جای مادر او باشند در هرزه گویی دست بقیه را از پشت میبستند.
بارها از این همکاران پرسیدم شما رفتار زننده ای از این خانم دیدید یا حرفی میزد که شما به این فکر افتادید که...؟تقریبن حتی یکنفر هم چنین حرفی نزد و این مساله را تایید نکرد.حرفها همه در حد خیلی خوشگله،میبینمش یه جوری میشم و...اینها بود.خانم شین مجبور شد پیه بیکاری را به تنش بمالد و برود:به همین سادگی!
نمیتوانم درک کنم چرا بعضی از حضرات مذکر،همکاران خانم را در محیط کار به شکل لقمه های چرب و نرمی میبینند که هضمشان ساده است و بنا به وضع و ساختار شرکت انواع مزاحمتها را برایشان فراهم میکنند:از شوخی های رکیک کلامی تا...!ممکن است در هر مجموعه کاری،زنی باشد که از این شکل روابط بدش نیاید ولی میشود این مساله را به همه بسط داد؟آیا ما حق داریم آرامش کسی را که درگیر تمام مشکلات کاریست با چنین جوی بیش از پیش سلب کنیم؟